خشم علیه ماشین – چرا سر و صدا بزرگ بیش از جهانی شدن?

[ad_1]

به عنوان ستاره فیلم جوآن کرافورد یک بار گفت: “تنها چیزی که بدتر از حال صحبت است نه اینکه در مورد صحبت کردیم.” در همگرایی با اقتصاد جهانی همه چیز نیست که همه متفاوت است: در بسیاری از تنها چیزی که بدتر از باز کردن مرزهای خود است نه باز کردن مرزهای خود است. مطمئن شوید که وجود دارد معایب به رایگان تبادل کالا و خدمات و پول است. اما مزیت بزرگ است. و آن دسته از کشورهایی که نزدیک مرزهای خود را در حال رفتن به ماندن در پشت بسته حتی در زمان بحران اقتصادی است.

“پس چی ؟” برخی ممکن است بپرسید. “که نیاز به مشکل و اختلال و آلودگی و دیگر عوارض رو به رشد اقتصاد؟” خوب فقیر برای یک. بدیهی است که غنی بهره مند شده اند بسیاری از این انفجار اقتصاد جهانی و کشورهای ثروتمند بیش از آنهایی که ضعیف – اما دیگر از یک نوار بیحال کشورهای جنوب صحرای آفریقا تقریبا در هر کشور در حال توسعه در جهان بهتر است امروز از آنها چند سال پیش زمانی که بیش از نیمی از جمعیت جهان را مجبور به زندگی می کنند در کمتر از 2 دلار در روز است. آنچه در مورد آنها ؟ خواهد بازگشت به محافظت, insular راه های گذشته به کمک و یا صدمه زدن به مردم فقیر جهان است ؟

بیایید نگاهی به رکود بزرگ. ما همه شنیده ایم در مورد غنی غولهای که از دست پیراهن خود را هنگامی که بازار سهام سقوط کرد و در سال 1929. اما آن را کشاورزان و کارگران که رنج می برد بیشتر است. و هنگامی که ایالات متحده مرزهای خود را بسته به تجارت با اسموت – هاولی تعرفه عمل در سال 1930 آن را نه تنها صادر رکود اقتصادی آن را به بقیه جهان را رهبری کشورهای دیگر برای بستن مرزهای خود را در مقابله به مثل. به زودی یک رکود اقتصادی آمریکا و جهانی شد افسردگی است. نتیجه ؟ بسیاری از کسانی که گربه چربی که از دست رفته پول در بازار سهام رنج می برد اما بسیاری هنوز هم برخی در ذخیره و یا قادر به پیدا کردن شغل جدید است. آن فقیر که ویران شد افسردگی است.

در تمام طول تاریخ آن کشور است که درب را باز کرده و داد و ستد است که رونق ترین: یونان و رم ونیزی امپراتوری هلند در عصر طلایی امپراتوری انگلستان و ژاپن و ایالات متحده بیش ترین قرن 20 – و در حال حاضر یک قایق تمام در حال ظهور اقتصاد بازار در 21. چین به عنوان مثال قبل از آن درهای خود را باز کرد – البته تا حدی به اقتصاد جهانی ضعیف مبارزه عقب مانده اقتصاد است. در حال حاضر آن را در مسیر تبدیل شدن به بزرگترین اقتصاد در جهان است. و چند صد میلیون نفر آورده شده است از فقر در این فرآیند است.

“اما آنچه در آن است برای من ؟” بسیاری از مردم در کشورهای ثروتمند بپرسید. درست است که حتی کشورهای ثروتمند باید کارگران که نیاز به محافظت می شود از سختی ها آورده انتقال اقتصادی. طبقه متوسط آمریکایی برای مثال حتی در “سال رونق” از سال 1980 دیدم دستمزد واقعی رکود است. پس از متوسط درآمد در امریکا کارگران افزایش یافته است تنها 17 درصد است. در آن زمان درآمد ثروتمندترین 0.1 درصد از جمعیت چهار برابر شده است.

در سراسر جهان آن را حتی بدتر است. با آغاز قرن 21 جهان ثروتمندترین شصت و پنج میلیون نفر درآمد بیش از پنج صد برابر بیشتر از جهان فقیرترین شصت و پنج میلیون. بازدید کنندگان به تقریبا در هر شهر در جهان در حال توسعه در مواجهه با غول های فقیرنشین به ظرفیت پر شده با مردم در تلاش برای اضافه کردن زندگی گاهی اوقات تحت شرایط غیر بهداشتی.

پس چه کار کنیم ؟ توقف رشد اقتصادی را با پایان دادن به جهانی شدن? چگونه فقیر در کشورهای در حال توسعه محله های فقیرنشین کرایه پس از آن ؟ و آنچه در مورد طبقه متوسط و کارگران را دیدم که درآمد خود را دچار رکود و حتی در دوران رونق ، خواهد همه چیز بهتر برای آنها در طول رکود اقتصادی? احتمالا نه. مدرن اقتصاد جهانی را به نگه داشتن در حال رشد است. فقط در آن خواهد شد قادر به ایجاد به اندازه کافی شغل به ارائه فرصت ها برای رشد جمعیت.

متاسفانه برخی از مردم در برابر جهانی شدن فرهنگی ، فرانسه antiglobalist José Bové برای مثال هنگامی که با استفاده از تراکتور خود را به از بین بردن یک رستوران مک دونالد در نزدیکی مزرعه گوسفند محکوم شر سلطه جهانی توسط شرکت های چند ملیتی و گسترش بد غذا آمریکا. اما چرا این رستوران ساخته شده است وجود دارد در وهله اول ؟ احتمالا به دلیل یک بخش خاصی از جمعیت آن را پیدا کرده بود مفید واقع مطلوب به غذا خوردن در مک دونالد.

جهانی شدن تعریف باز کردن درب. آن را به ما می دهد فرصت های جدید – خرید, فروش, و سفر به خارج از کشور. اگر این بدان معنی است که برخی از ay از دست دادن کار خود را, آن را نیز بدان معنی است که بسیاری از بیشتر کار کنید. آماری تجارت و تبادل معنی رشد اقتصادی است. مطمئن غنی تمایل به بهره مندی بیشتر زمانی که سود را افزایش دهد. اما یک شرکت در حال رشد نیز به معنای افزایش تقاضا برای نیروی کار – یا در صورت اشتغال مستقیم و یا با افزایش تقاضا برای طیف وسیعی از کالاها و خدمات از خارج از شرکت – که ایجاد شغل.

این بدان معنا نیست که ما باید کورکورانه قبول بی عدالتی است که جهانی شدن را تشدید, اما به جای سرزنش جهانی شدن برای توزیع نابرابر ثروت چرا مقصر دولت است که اجازه می دهد آن را به توزیع نابرابر? وجود دارد چیزی است که دولت ها استفاده و مورد استفاده برای قرن ها به توزیع مجدد ثروت – مالیات است. و راه آنها کار ساده است: شما را به پول بیشتر از ثروتمندان از شما از فقرا. سپس شما ارائه برنامه هایی که کمک به همه. اما در پایان ضعیف تر دریافت کنید. و هر کس بهتر است.

به جای کشتن غاز که گذاشته تخم مرغ طلایی, چرا توزیع تخم مرغ عادلانه تر? در سوئد برای مثال دولت به پیروی از سیاست “حمایت از کارگر این کار نیست.” این اسکاندیناوی سازش اجازه می دهد تا دولت به قبول شکست از برخی صنایع کشتی سازی به عنوان مثال که در بالا دستمزد سوئد باعث می شود کمی از نظر اقتصادی و تمرکز بر کمک به تازگی کارگران بیکار ارائه سخاوتمندانه خدمات اجتماعی و یارانه ها برای کمک به آنها را از طریق دوره دشوار پس از از دست دادن شغل خود. ایالات متحده یک برنامه مشابه به نام تجارت تنظیم کمک (TAA) است که کمک می کند تا کارگران را که از دست داده اند شغل خود را برای رقابت های جهانی است. حدود 1 میلیارد دلار در سال صرف شده در بازآموزی و مزایای بیکاری. در مقایسه با برآورد صدها میلیارد دلار که به دست آورد در هر سال از تجارت آزاد آن را نمی ممکن است اما این یک شروع است.

برخی برآوردها از ارزش تجارت آزاد در ایالات متحده به تنهایی بیش از یک تریلیون دلار در سال است. این چگونه ممکن است ؟ راه تجارت با این نسخهها کار ساده است. شما معمولا خرید از کشورهای دیگر تنها در صورتی آن را ارزان تر از آن خواهد بود در خانه. ایده این است که اجازه می دهد تا هر کشور به فروش آنچه که آن را به تولید بیشتر کارآمد – و سپس آن را اجازه می دهد برای وارد کردن بقیه. اجازه می دهد کشورها برای صادرات چه آنها یک مزیت نسبی در تولید آنها می توانید کسب درآمد با ارزش ارز خارجی – که اجازه می دهد تا آنها را به واردات آن کالا و خدمات است که کشورهای دیگر هستند بهتر است در ساخت.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.