کاهش عمر و مرگِ زود رس از آثار دنیوی گناه

کاهش عمر و مرگِ زود رس از آثار دنیوی گناه

[ad_1]

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از خبرگذاری رسمی حوزه؛ امروزه ثابت شده است که منشأ بخش قابل توجهى از بیماری‌هاى جسمى، عوامل روحى و معنوى هستند و یکى از مهم‏ترین این عوامل، فشارهایی است که بر روح آدمى وارد می‌شود؛ یعنی انسان گناهکار در دادگاه وجدان با مجازات‏هاى دردناک روحی مواجه می‌گردد و به بیماری یا مرگ دچار می‌‏شود.

 امام جعفر صادق(ع) می‌‏فرماید: «آنان‌که بر اثر گناه می‌‏میرند، از آنها که با مرگ طبیعى از دنیا می‌روند، بیشترند و آنان‌که بر اثر نیکوکارى عمر می‌کنند، از آنها که با عمر طبیعى زندگى می‌‏نمایند، زیادترند.»

عذاب وجدان

در نهاد انسان، نیرویی است که پس از ارتکاب گناه‌، آدمی را مورد سرزنش قرار داده، آرامش روحی را از او سلب می‌کند. شکنجه‌های وجدان در شخص گناهکار، گاهی به صورت پشیمانی خودنمایی می‌کند و آن، وقتی است که فرد به حالت یأس عجیبی گرفتار می‌گردد و جنایت خود را غیرقابل جبران می‌داند و در نتیجه، از زندگی ناامید و دچار سقوط می‌شود. قرآن کریم نام نیرویی را که به ملامت انسان می‌پردازد، «نفس لوامه» گذارده و دانشمندان به آن «وجدان اخلاقی» می‌گویند. قرآن می‌فرماید: «لَا أُقْسِمُ بِیوْمِ الْقِیامَةِ * وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ سوگند به روز قیامت، و سوگند به نفس ملامت‌کننده!»

میرزا مهدى، فرزند ارشد آیت‌الله شیخ فضل‌الله نورى; در قضیه مشروطه با شیوه پدر بزرگوارش مخالفت کرد و تابع روشنفکران غرب‌زده شد. هنگامى که مشروطه‌خواهان، آن مجتهد فرزانه را براى اعدام به میدان توپخانه آوردند، میرزا مهدى، همنوا با دشمنانِ دین و روحانیت، در زیر پاىِ دار پدر کف می‌زد و شادى مى‏نمود.

فرخ دین‌پارسا، یکى از صاحب‌منصبان ژاندارمرى که در میدان توپخانه جهت انتظامات حضور داشته، در این مورد مى‏گوید: «طناب دار، آرام‌آرام، شیخ فضل‌الله را بالا برد و او در بالاى دار قرار گرفت. او در همان لحظه آخر، از بالاى دار نگاه تند و سرزنش‏آمیزى به پسرش انداخت. سپس، گردش طناب شیخ را به طرف قبله چرخانید و او با مختصر حرکتى، جان داد.

پسر ناخلف با همین نگاه، منقلب شد و همان دَم آثار پشیمانى و پریشانى در چهره میرزا مهدى ظاهر شد. او سرگردان و حیران به اطراف مى‏نگریست. از آن میان، سید یعقوب توجهش را جلب کرد به طرف او رفت و خواست به او سخنى بگوید؛ اما سید یعقوب به او اعتنا نکرد و از نزدش دور شد. وجدان خفته این پسر نادان، بر اثر فشار روحى و غلبه عواطف و احساسات بیدار شد؛ ولی [دیگر] چه فایده که کار از کار گذشته بود و پدر مهربان و دلسوز با دلى پُر از غم، از دست رفته بود.»

به قول شهریار تبریزى:

 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ثَلَاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُهَا وَ لَا تُؤَخَّرُ إِلَى الآخِرَةِ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وَ الْبَغْیُ عَلَى النَّاسِ وَ كُفْرُ الْإِحْسَانِ؛مجازات سه گناه در این دنیا قبل از جزاى جهان آخرت خواهد بود: 1. نافرمانى و آزار والدین؛ 2. ستم بر مردم؛ 3. بدى در مقابل احسان.»

کاهش عمر و مرگِ زود رس از آثار دنیوی گناه

فقر مادی و معنوی

گناه، یکی از عوامل مهمّ فقر است. گناه علاوه بر اینکه موجب کاهش و قطع رزق و روزی می‌شود، اعمال نیک را هم از بین می‌برد. ازاین‌رو، گناهکار به فقر مادی و معنوی دچار می‌شود. حضرت رسول9 فرمود: «اتَّقُوا الذُّنُوبَ فَإِنَّهَا مَمْحَقَةٌ لِلْخَيْرَاتِ؛ از گناهان دورى کنید که گناه، نیکی‌ها را از بین می‌برد.» بعد، حضرت در ادامه به سایر پیامدهای شوم گناه پرداخت و فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُمْنَعُ بِهِ مِنْ قِيَامِ اللَّيْلِ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُحْرَمُ بِهِ الرِّزْقَ وَ قَدْ كَانَ هَنِيئاً لَهُ؛آدمی گناهى می‌کند و در اثر آن از خواندن نماز شب باز می‌ماند و گناه موجب مى‏شود که انسان از روزى محروم گردد؛ درحالى‌که زندگى برایش گوارا بوده است.»

بنابراین، یکى از پیامدهاى گناه، پوچ‌شدن اعمال نیک است. در قرآن کریم، 16 بار سخن از «حبط اعمال» به میان آمده و از مجموع آنها استفاده مى‌شود که گناهان بزرگى چون: کفر، شرک، تکذیب آیه‌هاى الهى و انکار معاد، موجب از بین رفتن اعمال نیک مى‌شود و انسان از لحاظ معنوی به فقر مبتلا می‌گردد.

علی‌بن‌یقطین و جبران لغزش

على‏بن‌یقطین، وزیر هارون الرشید، از دوستان اهل‌بیت: بود و مخفیانه از طرف امام کاظم7 اجازه داشت که در مقام وزارت دستگاه هارون باشد و به مسلمانان خدمت کند. روزى یکی از شیعیان به نام ابراهیم شترچران، از براى حاجتى نزد على‏بن‏یقطین رفت؛ ولى مقام وزارت باعث شد که على‏بن‌یقطین به ابراهیم توجه نکند و اجازه ورود به او ندهد. سال‏ها بعد، على‏بن‌یقطین عازم حج شد و در این سفر به مدینه، به در خانه‏ امام کاظم(ع) رفت؛ ولى امام به او اجازه‏ ورود نداد. او هرچه تلاش کرد، موفق نشد که به محضر امام برسد. سرانجام در بیرون خانه با حضرت ملاقات کرد و علت بى‏اعتنایى ایشان را پرسید. امام کاظم(ع)به او فرمود: چرا در فلان روز به ابراهیم ساربان بى‏اعتنایى کردى و اجازه‏ ورود به او ندادى؟ به دلیل این گناه، خداوند حج تو را قبول نمى‏کند؛ مگر اینکه ابراهیم را راضى کنى. على‏بن‌یقطین به کوفه وارد شد و به منزل ابراهیم رفت و در نزد ابراهیم، صورتش را روى خاک زمین گذاشت و ابراهیم را سوگند داد که پاى خود را روى صورتش بگذارد. ابراهیم پا به صورت علی‌بن‌یقطین گذاشت و مى‏گفت‏: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ؛ بارالها تو شاهد باش‏!» و به این ترتیب، از ابراهیم رضایت گرفت. آن‌گاه به مدینه بازگشت و به محضر امام کاظم(ع) رسید. امام اجازه ورود به او داد و از این عمل على‏بن‌یقطین تقدیر کرد.

 تسلط ستمگران

برخى از گناهان موجب مى‏شود که حاکمِ ظالم و یا انسان شرورى بر مردم مسلط شود. مهم‌ترین گناهی که موجب تسلط حاکمان ستمگر می‌شود، عدم اطاعت از اهل ‌بیت: و ترک امربه ‌معروف و نهی‌ ازمنکر است. پیامبر اکرم9 فرمود: «إِذَا لَمْ‏ يَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ‏ وَ لَمْ‏ يَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لَمْ يَتَّبِعُوا الْأَخْيَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ شِرَارَهُمْ فَيَدْعُوا خِيَارُهُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ؛ [امت من] هرگاه امربه‌معروف و نهى‌ازمنکر انجام ندهند و از اهل‌بیت گزیده من پیروى نکنند، خداوند اشخاص شرور و ستمگر ایشان را بر آنان چیره مى‏کند و در آن حال، اگر نیکان ایشان هم دعا کنند، مستجاب نمى‏شود.»

عذاب آسمانی

آیات متعدد قرآن، از فرجام شوم اهل معصیت خبر می‌دهد. ده‏ها آیه در مورد آثار و کیفر گناه در دنیا وجود دارد؛ از جمله: «فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ؛ بر ستمگران، به جهت نافرمانى، عذابى از آسمان فرستادیم.»

این هشدار، مخصوص بت‌پرستان زمان قدیم نیست؛ امروزه هم قرآن به دنیاداران ثروتمند که بر اثر رفاه از باده غرور سرمست شده‌اند، هشدار مى‏دهد وضع گذشتگان را فراموش نکنید که چگونه بر اثر گناه، همه چیزِ خویش را از دست دادند. مطالعه عواقب دردناکى که بر اثر کفر و بیدادگرى، طومار زندگانى اقوام پیشین را در هم پیچید، براى همگان درس عبرت است.

نگرانی و اضطراب ‌

مهم‌ترین عامل نگرانی و اضطراب بشر، اطاعت‌نکردن از دستورات الهی است. آرامش اهل ایمان نیز عمل صالح و اطاعت از خدای متعال است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ … لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُون‏؛ کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، … نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى‏شوند.»

ناامیدی و حرمان

یکی دیگر از پیامدهای گناه، ناامیدی است؛ جهنم سوزانی که گاهی عاملِ به آتش کشیده‌شدن تمام هستی انسان و نابودی سعادت ابدی او می‌شود؛ چراکه برخی افراد برای رهایی از این بن‌بست، دست به خودکشی و یا جنایات دیگر می‌زنند. مهم آن است که شخص گناهکار هرگز نباید از رحمت الهی ناامید شود؛ زیرا در غیر این صورت، دیگر راهی برای نجات از گناه نخواهد داشت؛ بلکه باید همیشه به لطف و عفو خداوند امیدوار بود و از گناهان خویش توبه نمود. ازاین‌رو، خداوند فرمود: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ؛ بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»

گویند مردى از بس گناه کرده بود، دیگر از رحمت و بخشش خدا ناامید بود. حضرت امیر مؤمنان(ع) خطاب به او فرمود: «اى مرد! مأیوس‌شدن تو از رحمت خدا، از گناهانى که مرتکب شده‌ای بدتر است.»

 

 

 

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.