اداب خواستگاری رفتن

اداب خواستگاری رفتن


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از تبیان ، درست است که خواستگاری رفتن دراین روزها کمی تغییر کرده  اما در هر صورت یکی از مراحل ازدواج است که قواعد کلی خودش را دارد. به زودی با رفتن کرونا زندگی به شکل قبل بر خواهد گشت.فعلا برای رفتن به خواستگاری ماسک هم بزنید.

اول برویم سراغ آقا پسرها که قراراست  به زودی مرد یک زندگی شوند:

لباس آراسته بپوشید. 

لازم نیست گران باشد اما مرتب و تمیز و نشان دهنده شخصیت خودتان و خانواده تان باشد. به هماهنگی رنگ ها دقت کنید. ظاهر اسپرت و ورزشی برای این مراسم مناسب نیست اما در نظر داشته باشید پوششی شبیه به خودتان را انتخاب کنید چون نباید از اولین قدم برای هم نقش بازی کنید.

بهتر است دست خالی نروید.

 

 منظور ما تهیه ی یک سبد گل بزرگ یا چیزی گران قیمت نیست اما یک دسته گل کوچک یا جعبه ای شیرینی همراه تان باشد.

_حتی اگر استرس دارید سعی کنید در برخورد اول مردی با اعتماد به نفس دیده شوید. با احترام و صمیمانه صحبت کنید و سعی کنید با والدین دختر خانم ارتباط خوبی داشته باشید.

اعتدال را فراموش نکنید.

رفتار بیش از حد خشک و رسمی و یا زیادی صمیمانه در این جلسه به ضرر شما خواهد بود.

_احترام را رعایت کنید. نحوه حرف زدن و برخوردتان با والدین خودتان هم بسیار محترمانه باشد.

_دقت زیاد ممنوع. وسایل خانه و دور واطراف را زیاد وارسی نکنید.

_همسر آیند را ببینید.عروس خانم را هم به میزان لازم نگاه کنید نه بیشتر و نه کمتر.



Source link

کودکان مستعد چه اختلالات روانی دارند

کودکان مستعد چه اختلالات روانی دارند


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرنگارا جوان ، پریسا فرنودیان روانشناس و مشاور درباره اختلالات روانی شایع در کودکان، اظهار کرد: امروزه دوره‌های مختلف سنی طبقه بندی شده و به مسائل رشدی و طبیعی به صورت جداگانه پرداخته شده است.

این روانشناس بیان کرد: کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و دوره پیری طبقه بندی دوره‌های مختلف سنی هستند و زمانی که از اختلال‌های دوران مختلف سنی صحبت می‌کنیم منظور عوامل فردی، اجتماعی و هیجانی است که عملکرد فرد را دچار مشکل می‌کند.

وی با بیان اینکه والدین باید درباره دوره‌های مختلف سنی فرزندشان آگاهی کامل داشته باشند، افزود: اگر به رفتار‌های فرد در دوره‌های مختلف رشدی توجه نشود، او دچار مشکل می‌شود.

فرنودیان با بیان اینکه کودکان در دوران خردسالی مستعد اختلال اضطراب جدایی هستند و برخی از کودکان در خواب خود دچار مشکل می‌شوند و کابوس می‌بینند، گفت: اختلالات وخیم تری مانند اوتیسم نیز در این دوره سنی به وجود می‌آید که اغلب کودکان پیش از مدرسه به آن مبتلا می‌شود.

این روانشناس با بیان اینکه اختلالات ارتباطی، یادگیری، افسردگی و پرخاشگری از جمله اختلالاتی هستند که در دوران مدرسه کودک را تهدید می‌کنند،  گفت: برخی از کودکان در دوران مدرسه به اختلال بیش فعالی (ADHD) مبتلا می‌شوند که آمار آن رو به افزایش است.

وی تصریح کرد: ابتلای افراد به اختلالات مذکور در سن زیر ۱۸ سال در کشورمان بسیار مشاهده می‌شود و گاهی والدین اطلاعات زیادی در این خصوص ندارند، به همین دلیل با رفتار‌های نادرست مشکلات بیشتری برای فرزندشان ایجاد می‌کنند. هنگامی که کودکی لجبازی می‌کند، اگر والدین به شیوه‌ای صحیح به رفتار‌های او پاسخ ندهند، علائم این رفتار پیشرفت می‌کند و در دوره‌های سنی بالاتر به اختلالات دیگری تبدیل می‌شود.

فرنودیان خاطرنشان کرد: والدین باید نسبت به رفتار‌های فرزندشان در دوره‌های مختلف سنی توجه کنند و حساس باشند و از ایجاد و پیشرفت انواع اختلالات روانی در او جلوگیری کنند.



Source link

چگونه فرزندان خود را در خانه سرگرم کنیم

چگونه فرزندان خود را در خانه سرگرم کنیم


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از همشری ، رابعه تیموری: پیامدهای شیوع بیماری کروناویروس آنها را هم با اضطراب و دلواپسی روبه رو کرده و نگرانی شان رابه این صورت نشان می دهند. این وظیفه شماست که به عنوان پدر و مادر شرایط فرزندان تان را درک و آنها را از آسیب های جسمی و روانی این دوره خاص دور نگه دارید.

در گزارش زیر «سودابه خاکپور» مشاور و روان درمانگر حوزه کودک ونوجوان روش هایی را برای حفظ سلامت روانی و سرگرمی کودکان بیان کرده که حتما این روزها به کارتان می آید.

چگونه متوجه شویم کودکان از شرایط این روزهای خانواده و جامعه دچار اضطراب شده اند؟
کودکان به استرس های پیرامون خود به روش های متفاوت از بزرگسالان واکنش نشان می دهند. رفتارهایی مانند چسبیدن به والدین، گوشه گیری، پرخاشگری، ترس از تنهایی و علایمی مثل سردرد، دل درد و… نشانه های اضطراب کودکان هستند.

والدین چگونه می توانند به کاهش نگرانی آنها کمک کنند؟

برای مدیریت اضطراب کودکان اولین گام این است که والدین به عنوان یک الگوی مناسب بتوانند واکنش های هیجانی و رفتاری خودشان را مدیریت کنند. مثلا از  مطرح کردن اخبار ناخوشایند در محیط خانه بپرهیزند چون کودکان به دلیل محدویت شناختی و عدم قدرت تجزیه و تحلیل مسایل، با شنیدن این موضوعات دچار ناامنی و اضطراب می شوند. در گام های بعدی لازم است والدین به فرزندان شان اجازه دهند در مورد جزییات موضوعی که نگران شان کرده صحبت کنند. با صبرو حوصله به حرف کودکان گوش دهند و اگر متوجه افکار منفی (مانند این فکر که ممکن است همه اطرافیانم را از دست بدهم) شدند، با اطلاعات صحیحی که دارند سعی در اصلاح افکارشان داشته باشند زیرا افکار تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارند. از آنجا که حمایت عاطفی باعث تاب آوری کودکان می شود، لازم است والدین بیش از گذشته با بچه ها وقت بگذرانند و به آنها اطمینان دهند که مراقبشان هستند.

به هر حال کودکان از طریق دوستان، همسالانشان و… از شیوع بیماری و خطرات آن مطلع می شوند. پنهان کردن اخبار از سوی والدین اثر منفی ندارد؟
واقعیت ها را انکار یا پنهان نکنند، بلکه با در نظر گرفتن سن فرزندان شان و با زبانی که برایشان قابل درک باشد، موضوع را توضیح دهند. مثلا از طریق قصه، نمایش، فیلم، شعر و نقاشی درمورد نحوه ابتلا و راه های پیشگیری از بیماری کرونا، اطلاعات لازم به کودکان داده شود.

بعضی از کودکان در مقابل اصرار والدین به رعایت بهداشت و شستن دستان شان لجبازی می کنند. با چه روشی می توان آنها را متقاعد کرد که بدون ناراحتی این کار را انجام دهند؟

در خردسالان هشدارهای مکرر باعث لجبازی می شود و احتمال ابتلای آنها به اختلالات اضطرابی را بالا می برد. بهتر است والدین به جای تذکر و هشدار زیاد، محیط  خانه را مدیریت کنند مثلا به منظور جلوگیری از تماس کودکان با افراد ناقل بیماری، از حضور در جمع خودداری کنند و محیط خانه را امن و پاکیزه نگه دارند تا کودکان بدون نگرانی و آزادانه تحرک داشته باشند. در سنین پایین می توان مسائل بهداشتی را در قالب بازی هایی مانند کف بازی یا مسابقه دست شستن انجام داد.

برای سرگرمی کودکان و نوجوانان و تشویق آنها به ماندن در خانه چه پیشنهادی دارید؟

با توجه به این که این روزها اعضای خانواده فرصت بیشتری دارند که درکنار هم باشند، می توانند با  امکانات در دسترس و با مشارکت و همفکری فرزندان شان، برای انجام بازی های خانوادگی، فعالیت های هنری، مدیتیشن (متمرکز کردن ذهن) و… برنامه ریزی کنند. بهتر است بچه ها با نظارت والدین از طریق فضای مجازی با دوستان و همکلاسی های خود در ارتباط باشند.با این روش بخشی از انرژی روانی کودکان برطرف می شود و فضای منزل به سمت آرامش سوق پیدا می کند.

برای سنین مختلف چه بازی هایی مناسب است؟

با توجه به روحیات کودکان و نوجوانان می توان بازی ها و سرگرمی های متنوعی را طراحی کرد. رنگ آمیزی شکل های گوناگون، قصه گویی، تقلید صدای حیوانات، نمایش متل های قدیمی، خواندن دسته جمعی شعر، تکمیل اشکال ناقص، تهیه کاردستی، درست کردن اشکال مختلف با حبوبات و مسابقه برای به هدف زدن توپ تخم مرغی برای سنین پیش از دبستان مناسب است. کودکان۷ تا ۱۲ساله، آشپزی و آواز خواندن دسته جمعی، نقاشی، تماشای فیلم و خواندن کتاب همراه با اعضای خانواده را دوست دارند. پانتومیم، درست کردن کلاژ با همکاری همدیگر، کاشت گل و گیاه در باغچه، تزیین خانه برای عید، خواندن دعا و انجام فعالیت های مذهبی دسته جمعی از برنامه های دیگری است که می توان برای این سن طراحی و اجرا کرد. لطیفه گفتن و شکلک درآوردن برای این گروه سنی جذابیت زیادی دارد. والدین نام اعضای خانواده را روی تکه های کاغذ بنویسند و در جعبه بگذارند. یکی یکی اسامی را از داخل جعبه دربیاورند. اسم خوانده شده سعی کند اعضای خانواده را به شکل های مختلف بخنداند.

متقاعد کردن نوجوانان برای ماندن در خانه دشوارتر است. برای این گروه سنی چه سرگرمی هایی جذابیت دارد؟

انجام فعالیت های دسته جمعی فضای خانواده را شاد می کند و باعث نشاط روحیه نوجوانان می شود. تماشای فیلم به صورت خانوادگی، دیدن عکس های خانوادگی، مرور خاطرات خوش، فعالیت های هنری مانند درست کردن زیورآلات، آوازخوانی خانوادگی، فعالیت های ورزشی، بازی های رایانه ای، خواندن نماز و انجام فعالیت های مذهبی دسته جمعی، بازی اسم و فامیل و انجام فعالیت  های ریتمیک برای نوجوانان از سرگرمی های مناسبی هستند. در تغییر دکوراسیون خانه هم می توان از آنها کمک گرفت.



Source link

راه کارهای موثر برای شاد بودن در ایام کرونا

راه کارهای موثر برای شاد بودن در ایام کرونا


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبر بان ، این روانشناس تصریح کرد: به صورت کلی خوشحالی در واقع وضعیت ذهنی شامل احساساتی مثبت و خوشایند از رضایت تا لذت از زندگی است و عوامل متفاوتی روی آن تاثیر میگذارد که مهمترین آن‌ها سلامتی است. علاوه بر آن فاکتور‌هایی مثل مشکلات اقتصادی، بیکاری واختلاف طبقاتی هم می‌تواند روی سطح شادمانی افراد جامعه اثر گذار باشد. در این دوران به واسطه قرنطینه و فاصله گذاری اجتماعی حس داشتن حمایت اجتماعی هم کاهش پیدا کرده و ما بیشتر در انزوا هستیم.

وی بیان کرد: با توجه به مواردی که در بالا اشاره شد، به نظر میرسد که فعلا در یکی از سختترین و ناشادترین دوران زندگی بشر در طی ۵۰سال اخیر هستیم و احتمالا حداقل تا چندین ماه آینده هم این شرایط ادامه خواهد داشت. در چنین وضعیتی تلاش برای شاد بودن شاید کمی مسخره یا خودخواهانه به نظر برسد، ولی بیاید از یک زاویه کمی جدیدتر به آن نگاه کنیم تا به اهمیت آن مخصوصا در این روز‌ها بیشتر پی ببریم.

علوی راد با اشاره به اینکه شواهد علمی وجود دارد که شاد بودن و داشتن خلق مثبت می‌تواند سیستم ایمنی ما را تقویت کند، افزود: بنابراین شاد بودن میتواند ما را در مقابل عفونت‌های ویروسی تنفسی محافظت کند! پس شاد بودن چیزی نیست که خجالت آور باشد و فقط یک استراتژی کاملا هوشمندانه برای کاهش ابتلا به بیماری است، درست مثل شستن مکرر دست‌ها و ماسک زدن! البته که شاد بودن در این شرایط به راحتی شستن دست‌ها نیست، ولی راه‌هایی برای آن وجود دارد. در ادامه به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌کنم.

این روانشناس با بیان اینکه به عنوان گام اول به بدنتان توجه کنید، ادامه داد: احساس‌های بدن همیشه روی احساس‌های ذهنی اثر میگذازند و ورزش کردن معجون جادویی حیات است. حتی یک یوگا سبک یا پیاده روی سریع می‌تواند موثر باشد. در بررسی‌های علمی به اثر مثبت فقط ۱۲دقیقه پیاده روی بر روی خلق تاکید شده است.

وی گفت: شما فقط با ۵ دقیقه مدیتیشن در طول روز می‌توانید احساس لذت را به خودتان هدیه کنید. مدیتیشن از طریق کاهش سطح هورمون‌های استرس مثل آدرنالین و کورتیزول و افزایش هورمون‌هایی که احساس خوب بودن را به ما میدهند، می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.

وی گفت: می‌دانم که داشتن یک خواب خوب شبانه در شرایط قرنطینه در پاندمی جهانی آسان نیست، ولی برای سلامت جسم و روان شما الزامی است؛ بنابراین هر چند سخت، ولی تلاش کنیدبرنامه خواب منظمی داشته باشید.برای رفتن به رختخواب و بیدار شدن ساعت کوک کنید.

علوی راد با بیان اینکه همه دانشمندان و فلاسفه اعتقاد دارند که برقرار کردن ارتباط با هم نوع بسیار مهم است، اضافه کرد: درست است که ما در قرنطینه تنها هستیم، ولی این شرایط نباید باعث قطع روابط اجتماعی ما بشود. خوشبختانه با پیشرفت تکنولوژی به راحتی میتونیم با انسان‌هایی که در کنارمان نیستند ارتباط برقرار کنیم. فقط خواهش میکنم سالمندان و گروهی که هنوز نحوه استفاده از این تکنولوژی را نمی‌دانند فراموش نکنید، به آن‌ها آموزش بدهید و مراقب باشید تنها نمانند.

این روانشناس با اشاره به اینکه بسیاری از انسان‌ها وقتی خانه و فضای کارشان مرتب است، احساس آرامش ذهنی بیشتری دارند، گفت: این را درک میکنم که در شرایط فعلی با توجه به فشار کار‌های روزانه خانه و تعداد بیشتر افرادی که اکثراوقات در خانه هستند، شاید خانه تکانی کردن خیلی سخت باشد، ولی هر کاری که از دستتان بر می‌آید انجام دهید چرا که به شما احساس کنترل روی شرایط زندگی را می‌دهد. برای شروع هر روز صبح تخت خوابتان را مرتب کنید.

وی ادامه داد: می‌دانم که این روز‌ها با توجه به بسته بودن فضا‌های عمومی احتمالا امکان رفتن در دامان طبیعت برای همه ما وجود ندارد. ولی هر کاری از دستتان برمی آید در این راستا انجام دهید، زیرا حضور بیشتر در طبیعت با کاهش فعالیت بخش پیشانی مغز منجر به کاهش اضطراب و افزایش سطح سلامت جسمی می‌شود. ولی اصلا خودتان را به خطر نیاندازید و اگر امکان فراهم کردن شرایط حضور فیزیکی در طبیعت را نداریدبدانید که تحقیقات نشان دادند که حتی نگاه کردن به تصاویری از طبیعت هم می‌تواند اثرات مشابهی بر عملکرد مغزی داشته باشد.

علوی راد با تاکید بر اینکه به جای اینکه همیشه روی نداشته هایتان تمرکز کنید، به خاطر چیز‌هایی که دارید شکرگزار باشید، افزود: وقتی از شکرگزاری صحبت میکنم منظورم فقط آن روش کلیشه‌ای نوشتن و یادآوری کردن نیست، منظور من سپاسگزاری از همه و هر چیزی است مثلا از پیکی که خرید‌های شما را آورده تشکر کنید، به همسرتان که برای شما لیوان چایی آورده جمله‌ای محبت آمیز بگویید، اگر کار عقب افتاده‌ای را انجام دادید از خودتان قدردانی کنید. این را بدانیم که بهترین راه برای خوشحال بودن خوشحال کردن دیگران است، پس از خودتان بپرسید چطور می‌توانم باعث خوشحال کردن مردم اطرافم بشوم؟! شاید کار ساده‌ای مثل نوشتن پیام قدردانی از کادر درمان در این دوران بتواند حس بهتری را در شما ایجاد کند.

این روانشناس گفت: سعی کنید از این دوران به عنوان فرصتی برای گسترش و استفاده دوباره از توانمندی‌های فراموش شده تان نگاه کنید و توانایی‌های جدید یاد بگیرید. منابع آنلاین بسیار خوبی برای یاد گرفتن هر آنچه شما دوست دارید در دسترس است، یک کار هنری یاد بگیرید.

وی با اشاره به اینکه شنیدن مکرر اخبار بد و دنبال کردن اعداد و ارقام نتیجه‌ای به جز افزایش اضطراب و نگرانی برای شما ندارد، خاطرنشان کرد: اگر نمیتوانید اخبار را دنبال نکنید حتما از منابع مطمئن آن‌ها را دریافت کنید و فقط روی جنبه منفی آن تمرکز نکنید. وقتی به تعداد مرگ و میر‌های روزانه در اثر کرونا نگاه میکنید، حتما به تعداد بهبود یافته‌ها هم توجه کنید.



Source link

کم شدن علاقه زن وشوهر ها به بچه دار شدن

کم شدن علاقه زن وشوهر ها به بچه دار شدن


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از تسنیم ، درست است که در نگاه اول فرزندآوری در فضای تربیتی برای خانواده‌ها نکاتی اختصاصی را به همراه خواهد داشت که از جمله‌ی آن نکات، بیان این مطلب است که بزرگ‌ کردن یک فرزند به‌مراتب سخت‌تر از تعداد بیشتر از یک فرزند است اما همه حرف‌های موجود در این فضا از این جنس نیستند.

در برخی مواقع دیده شده وقتی سیاست‌های یک نظام که در اینجا نظام جمهوری اسلامی مدنظر ماست، ایجاب می‌کند که تعداد افراد جامعه به دلایلی کم باشد، به‌جای این‌که به‌صورت شفاف و بی‌پرده بگویند که اکنون اگر فرزندی متولد شود حاکمیت نمی‌تواند از پس مسائل و مشکلات آن برآید و همین رکنی که قرار است موجب تقویت جامعه و استقلال کشور شود موجب تضعیف نظام و آسیب زدن به جامعه می‌شود پس لطفاً فرزند نیاورید، شروع می‌کنند به ایجاد استدلال‌هایی که از اساس می‌توان به بخش قابل توجهی از آنها خدشه کرد، استدلال‌هایی که ما می‌توانیم هنوز بر درودیوار برخی شهرها به شکل رنگ و رو رفته، آنها را مشاهده کنیم که “بچه کمتر زندگی بهتر” و یا مواردی مانند آن.

طبق این‌گونه استدلال‌ها با زبان بی‌زبانی به والدین و خانواده‌ها القاء می‌شود که اگر فرزند بیشتری آوردید و نتوانستید از عهده‌ مخارجش برآیید خودتان را ملامت کنید و حتی کار به اینجا نیز ختم نمی‌شود و به‌صورت رسمی برخی خدمات اجتماعی را به خانواده‌های پرجمعیت ارائه نمی‌دهند و این در حالی است که باید استدلال به‌گونه‌ای دیگر چیده می‌شد که به‌عنوان‌مثال ما با بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم توان خدمات‌رسانی با افزایش جمعیت بیشتر در سال‌های بعد را نداریم پس نیاوردن فرزند در شرایط کنونی لطفی است که خانواده‌ها در حق حاکمیت می‌کنند.

این حجم از فشار در آن سه دهه است که فارغ از درستی و نادرستی آن، که تحلیل‌گران بسیاری درباره‌ آن مطلب گفته‌اند، خانواده‌ها را به یک خواب عمیق فرو بردند که به این آسانی‌ها نمی‌توان آنها را از این خواب عمیق بیدار کرد.

نکته مهم ماجرا این است در هر اتفاق اجتماعی هر بخش باید سهم خود را به‌درستی ادا کند. در مسئله‌ جمعیت که یک قسمت آن را دولت‌ها و حاکمیت‌ها به عهده دارند و قسمت دیگر به خانواده‌ها مربوط می‌شود، اگر هر کس وظیفه خود را به‌درستی انجام می‌داد الان شاهد خطر بحران جمعیتی در کشور عزیزمان نبودیم. وقتی در زمان کاهش جمعیت همه بار کاهش جمعیت تقریباً به عهده‌ خانواده‌ها افتاد و دولت‌ها به وظایف قانونی و شرعی خود به‌درستی جامه عمل نپوشاندند و به همکاری خانواده‌ها به چشم یک لطف نگاه نکردند و آن را صرفاً یک وظیفه پنداشتند و از انجام وظایف خود غفلت کردند، اکنون نیز اگر بخواهند با همان روش خانواده‌ها را در مسیر افزایش جمعیت قرار دهند، دیگر همکاری لازم را از جانب آنها دریافت نخواهند کرد.

آنها مشاهده کردند که با کاستن از تعداد فرزندان سفره‌ زندگی‌شان نیز کوچک‌تر شد و معیشتشان سخت‌تر. قرار بود با کاستن از تعداد فرزندان زندگی بهتری را درک کنند که نه در ابعاد تربیتی و معنوی این حرف درست بود و نه در ابعاد مادی و اقتصادی آن رفاهِ وعده داده شده را تجربه کردند پس دلیلی ندارد که این همکاری را بار دیگر آن هم در خلاف جهت آب انجام دهند.

افزایش جمعیت کشور اسلامی ایران که از ضرورت‌های غیرقابل‌انکار این سال‌های اخیر است که در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تأکیدات فراوانی شده است، بیش از آنی که به تشویق‌های لسانی بی‌پشتوانه و تبلیغات تربیتی صرف، نیاز داشته باشد به اقدامات عملی دولتمردان در بازگشت امیدهای واقعی به کانون خانواده‌ها نیاز دارد وگرنه بسیاری از خانواده‌ها به خوبی می‌دانند که وجود تعداد بیشتر فرزند که از عهده‌ تربیتشان نیز برآیند در فرضی که امکانات باشد قطعاً بهتر از تک‌فرزندی و یا نداشتن فرزند است.

با مراجعه به پژوهش‌های میدانی در زمینه‌ی علل عدم تمایل به فرزندآوری، صدق این گفته مشخص می‌شود که اگر در سال‌های اخیر که بر ضرورت فرزندآوری تأکیدات فروانی شده باز ما شاهد کاهش جمعیت هستیم باید علت را در کم‌کاری‌ها و کوتاهی‌های دولت‌ها در انجام وظایف قانونی خود جستجو کرد. علی‌اصغر حائری مهریزی در تحقیق میدانی که در زمینه‌ تمایل و عدم تمایل خانواده‌ها به فرزندآوری در سطح ملی انجام داده به این نتیجه رسیده است که «از بین تعداد 20935 نفر متأهل واجد شرایط از 31 استان سراسر میزان تمایل به فرزندآوری (31.8 درصد) و میزان عدم تمایل به فرزندآوری (68.2 درصد) است و همچنین مهم‌ترین دلایل تمایل به فرزندآوری علاقه به بچه (93.5 درصد) و علاقه فطری افراد به کسب جایگاه و نقش والدی (92.2 درصد) و مهم‌ترین دلایل عدم تمایل به فرزندآوری نگرانی در مورد تأمین آینده فرزندان جدید (76.1 درصد) و نگرانی در مورد افزایش مشکلات اقتصادی با آوردن فرزند دیگر (71.0 درصد) گزارش شده است.

با دقت در این تحقیق میدانی به نظر می‌رسد مرتفع کردن مشکلات اقتصادی (اشتغال و رکود اقتصادی) به‌عنوان مهم‌ترین دلیل عدم تمایل به فرزندآوری، حتی بدون تصویب سیاست‌های تشویقی، منجر به ازدیاد فرزندآوری شود.» شاید بتوان بر این نکته به‌عنوان سخن پایانی تأکید کرد که در امر فرزندآوری خانواده‌ها به دلیل مشاهده کردن آسیب‌های تک‌فرزندی یا نداشتن فرزند، آمادگی لازم برای ازدیاد نسل را دارند و در این فضا منتظر برداشتن موانع توسط دولت‌ها هستند.



Source link

عدت های مخرب در زندگی زناشویی

عدت های مخرب در زندگی زناشویی


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرنگاران جوان ، لطیفه شیخ زاده روانشناس و مددکار اجتماعی ، درباره نکاتی که زوجین هنگام مشاجره با همسر خود باید بدانند، اظهار کرد: اگر به بحث و مشاجره‌های بین زوجین دقت کنیم، شاهد رفتار‌ها و سخنانی هستیم که به جای سوق دادن آن‌ها به سمت رفع مشکل، آن مشکل را تشدید می‌کنند، لذا به این قبیل رفتار‌ها عادات مخرب می‌گوییم.

وی درباره عادت‌های مخرب روابط زوجین گفت: ۷ عادت مخرب در رفتار‌های کنترل بیرونی وجود دارد که به تدریج که ازدواجتان رو به افول می‌گذارد، شما و همسرتان هر روز بیشتر از روز قبل از آن استفاده می‌کنید.

این روانشناس تصریح کرد: نخستین و به باور ما مخرب‌ترین این عادت‌ها، انتقاد است. اگر به بحث و مشاجره‌های خود و همسرتان دقت کنید، پی خواهید برد که گفت‌وگو‌های شما پر از انتقاد است، لذا  بلندترین ساز ارکستر سمفونیک ازدواج‌ها همین ساز انتقاد است.

شیخ زاده با تأکید بر اینکه بعد از انتقاد یکی دیگر از عادت‌های مخرب روابط زوجین، سرزنش کردن است، گفت: گفت‌وگو‌های زناشویی بین همسران ناخرسند، مملو از سرزنش است. هیچگاه سرزنش گر تقصیر ندارد، همیشه مقصر طرف دیگر است. معمولا یکی از زوجین انتقاد می‌کند و دیگری سرزنش می‌کند و هر دوی آن‌ها شکایت می‌کنند. وقتی پای گفت‌وگو با همسرتان می‌نشینید، بحث را به سرزنش و ملامت نکشانید. احساس تان را گردن همسرتان نیندازید، چون باعث می‌شود در لاک دفاعی‌اش فرو برود و نتوانید گفت‌وگوی راحتی داشته باشید. در عوض سعی کنید، خواسته‌هایتان را مطرح کنید. اغلب زوج‌ها‌ی متخاصم در این عادت‌ها و رفتارهای تخریب‌گر دیگر استاد هستند.

وی با بیان اینکه سومین عادت مخرب شکایت کردن است، ادامه داد: قدم اول برای رسیدن به خواسته‌های خود در زندگی، این است که ببینید در اصل چه خواسته‌ای دارید. وقتی خواسته‌ خود را، خالصانه مطرح می‌سازید، هم سخن خودتان را تصدیق می‌کنید و هم به همسرتان فرصت مناسبی می‌دهید، اما شکایت کردن، تولید کسالت می‌کند وجذابیتی به سخن شما نمی‌دهد.

این روانشناس با بیان اینکه چهارمین عادت مخرب غر زدن است، ادامه داد: در بیشتر موارد افراد به جای توضیح دادن، ساده‌ترین راه یعنی غر زدن را انتخاب می‌کنند. یکی از زوجین غر می‌زند و دیگری شروع به تهدید می‌کند که در نهایت منجر به تنبیه و سپس رشوه دادن می‌شود. در یک مشاجره همه‌ این عادت‌های مخرب اتفاق می‌افتد.

شیخ زاده با تأکید بر اینکه پنجمین عادت مخرب، تهدید کردن است، اضافه کرد: از مهم‌ترین حرف‌هایی که نباید به همسر گفت، تهدید کردن است. با تهدید همسرتان در حین دعوا، در واقع از بدترین کار‌هایی که ممکن است در زمان دشمنی انجام دهید، به او خبر می‌دهید. این تهدیدها، اعتماد همسرتان را کم کرده و اگر عاقل باشد، می‌فهمد که باید برای محافظت از خود اقداماتی بکند.

وی ادامه داد: شاید این حرف‌ها را تنها از روی خشم زده و بعد دعوا از او عذرخواهی نیز بکنید، اما اگر همیشه این شیوه را بکار ببرید، به مرور زمان شاهد دور شدن و سرد شدن رابطه زناشویی‌تان خواهید بود.

این روانشناس با اشاره به اینکه ششمین عادت مخرب، تنبیه است، تصریح کرد: اگر هر کسی را برای مدت طولانی تحت فشار و زور قرار دهیم، به جایی خواهیم رسید که ممکن است هرگز دوباره صمیمیتی بین ما ایجاد نشود و بازگشتی وجود نداشته باشد. پس هرگز در مشاجره‌های خود، همسرتان را تنبیه نکنید.

شیخ زاده با بیان اینکه آخرین و هفتمین عادت مخرب، رشوه دادن است، افزود: در رشوه دادن به جای مذاکره و گفت‌وگوی دوطرفه از کنترل استفاده می‌شود، دادن حق حساب یا باج برای تحت کنترل درآوردن دیگری. اگر شما بتوانید این هفت عادت مخرب انتقاد، سرزنش، شکایت، غرغر، تهدید، تنبیه و رشوه دادن را از تعاملات زناشویی خود دور کنید، آنگاه زندگی زناشویی شما به طور چشمگیری بهبود خواهد یافت.

وی گفت: افراد کمی در دنیا هستند که واقعا همیشه بدجنس باشند؛ آن‌هایی که ما را می‌رنجانند خودشان نیز در عذاب هستند؛ بنابراین واکنش مناسب به هیچ وجه بدبینی یا خشونت نیست، بلکه درمواقعی نادری که فرد می‌تواند از عهده اش برآید، همیشه عشق است. یادمان باشد احتمال اینکه یک انسان کامل و بی نقص از ناکجا سروکله اش پیدا شود، صفر است.

این روانشناس خاطرنشان کرد: در صورتی که به تنهایی قادر به حل مشکلات در روابط خود نیستید، می‌توانید از یک زوج درمانگر متبحر در این زمینه استفاده کنید.



Source link

راه های برای درمان وسواس های فکری

راه های برای درمان وسواس های فکری


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از ساعد نیوز ، وسواس فکری همان افکار یا تصویر های ذهنی ناگهانی یا میل به انجام کاری یا گفتن چیزی است که فرد را ناراحت می کند و مدام هم در ذهن تکرار می شود. از جمله ترس از نجس شدن یا نجس کردن، ترس از دست زدن به مواد سمی یا آلوده، ترس از آسیب رساندن یا کشتن فردی به خصوص نزدیکان و کسانی که فرد آن ها را دوست دارد. ترس از فراموش کردن انجام کاری مثل قفل کردن در، بستن شیر گاز یا ترس از ابتلا به یک بیماری مثل ایدز یا سرطان و….وسواس فکری یک بیماری عصبی و روانی است و روانشناسان و روان پزشکان امروزی، آن را فکر و اندیشه مدام و مکرری می دانند که فرد مبتلا به آن، علی رغم کوشش فراوان خود، قادر نیست آن را از ذهن خویش خارج سازد. این افکار مزاحم که بدون اختیار فرد به سراغ وی می آیند، گاهی او را به تکرار برخی کارها و اعمال بی فائده وا می دارند. هر چند وی به بیهودگی و عدم ضرورت و غیر منطقی بودن آن عمل واقف است، ولی نمی تواند از انجام آنها خودداری کند و زندگی عادی و عملکرد فرد را مختل می کنند و بسیار وقت گیرند و گاهی فرد به خاطر تمسخر یا مخالفت علنی یا ترحم دیگران، عمل تکراری خود را مخفی می کند.

 

در این اختلال، چهار الگوی عمده علائم را می توان یافت:

1. شایع ترین الگو، وسواس آلودگی و متعاقب آن اقدام به شست و شوی مکرر برای رفع آلودگی و یا کسب طهارت است . بنابراین عمل وسواس، به شکل شستن یا تمیز کردن است

2. دومین الگوی شایع وسواس، وسواس تردید و متعاقب آن اقدام جبری برای امتحان کردن است . مثلا احتمال بازماندن شیر گاز، کلید برق و … به سراغ فرد می آید و به دنبال آن، چندین بار برای مطمئن شدن از بسته بودن شیر گاز و یا …به خانه بر می گردد وبه اجاق گاز سر می زند.

3. افکار وسواسی، سومین الگوی وسواس است . این افکار به طور تکراری و ناخواسته به سراغ فرد آمده، ذهن او را به خود مشغول می کند. محتوای این افکار، معمولا عمل جنسی یا پرخاشگری یا آسیب رساندن است و از نظر بیمار، غیر قابل تحمل و شرم آور است.

4. چهارمین الگو، کندی وسواس است . این بیماران ساعت ها وقت خود را صرف خوردن غذا یا اصلاح سر و صورت، مسواک یا آماده شدن برای خواب یا مرتب کردن لباس ها می کنند. لازم به ذکر است که گاهی ترکیبی از دو یا چند الگوی فوق به سراغ فرد می آید .

عوامل مختلفی ممکن است باعث بروز این بیماری شود:

  1. گاهی ترشح ناموزون بعضی مواد شیمیایی در مغز باعث به وجود آمدن این بیماری می شود که شرح آن در کتاب های علمی قابل پی گیری است .
  2. اضطراب نیز یکی از عوامل این بیماری است که گاهی علت آن اضطراب نیز برای فرد مبتلا به وسواس معلوم نیست .
  3. گاهی بر اثر یک اتفاق مشکل آفرین و پرفشار، مثل مرگ یکی از نزدیکان یا بعضی مسائل جنسی یابیماری، وسواس رخ می دهد .
  4. عقده های فرو خورده و ناکامی های درون ریخته شده، نیز گاهی باعث این بیماری می شود.
  5. گاهی نیز احساس گناه کار بودن، باعث وسواس می شود و عوامل دیگری که در این نوشتار نمی گنجد.

درباره روش های پیش گیری و درمان وسواس، باید متناسب با عوامل مختلف که در بالا بیان شد، رفتار کرد. روانشناسان و روان پزشکان هم از درمان دارویی برای مقابله با وسواس فکری استفاده می کنند و هم از درمان غیر دارویی. در درمان غیر دارویی، از الگوهای مختلف برای کاهش این اختلال بهره می گیرند که به برخی از آنها به طور اجمال اشاره می کنیم; زیرا از این تکنیک ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیماری استفاده می شود:

  1. شناخت درمانی: در این روش، طی جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارض های درونی، به کمک روان درمان گر تغییر می یابد .
  2. رفتار درمانی: روشهای متعدد و متنوعی است که کارشناس، بیمار را به کارها و فعالیت هایی جهت کاهش سطح اضطراب در نتیجه فکر یا عمل وسواسی او وا می دارد .
  3. گاهی نیز روان شناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار، به کاهش ناهماهنگی های احتمالی در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگی آنها می پردازد .

آن چه بیان شد، کلیاتی درباره عوامل وسواس و روش های درمان آن بود و از آن جا که میزان و شدت و ضعف این بیماری متفاوت است، نمی توان دستور العمل جزئی و خاصی ارائه کرد و برای مقابله با آن، به اطلاعات دقیق تری نیاز است و در اکثر موارد، نیازمند مشاوره حضوری است و طی جلسات متعدد باید رسیدگی شود.

دردسرهای وسواس

وسواس می تواند مشکلات جدی برای فرد ایجاد کندکه از جمله آن ها می توان به این موارد اشاره کرد:

  • – این افراد ساعت های زیادی در طول روز به انجام رفتارهای وسواسی می پردازند. به همین دلیل فرصت کافی برای رسیدگی به امور خانواده را ندارند.
  • – بسیاری از این افراد از رفتن به مکان ها و قرار گرفتن در موقعیت هایی که در آن ها اضطراب ایجاد می کند خودداری می کنند و در بیشتر اوقات فرد یا افرادی در خانواده مجبورند به آن ها کمک کنند تا از عهده انجام تشریفات وسواسی برآیند.

وسواس در چه کسانی بیشتر بروز می کند؟

* تجارب نشان می دهد که وسواس همگام با بلوغ در افراد پایه می گیرد و به تدریج رشد می کند. البته اگر در آن ایام شرایط برای درمان مساعد باشد راحت تر می توان به درمان پرداخت وگرنه این بیماری سیر مداوم و رو به رشد خواهد داشت.

* بررسی های علمی نشان داده است که وضع هوشی افراد وسواسی در سطحی متوسط و حتی بالا تر از حد متوسط است.
وسواسی هایی که هوش اندک یا با درجه ضعیف دارند بسیار کم هستند؛ براین اساس رفتار آن ها نباید حمل بر کم هوشیشان شود.

* تجارب نشان داده است آن ها یی که در زندگی شخصی حساس ترند امکان ابتلایشان به بیماری وسواس بیشتر است. هم چنین در بین فرزندانی که والدینشان معمولا محکومشان می کنند این بیماری بیشتر دیده می شود. حتی گاه وسواس افراد در بزرگسالی نشأت گرفته از منع های شدید دوران کودکی و حتی نوجوانی و جوانی آنان است.

گام اول برای درمان وسواس فکری

برای اینکه بتوانید با وسواس خود مقابله کنید ابتدا باید بدانید که اختلال وسواس فکری- عملی چگونه به وجود می آید؟

بیشتر اوقات افکاری که باعث نگرانی افراد مبتلا به وسواس می شود با باور ها و ارزش های آن ها در تقابل است. مثلاً یک مادر دلسوز می ترسد که مبادا به فرزندش آسیبی برساند. به طور کلی هرچه بیشتر سعی کنید درباره چیزی فکر نکنید، در نهایت بیشتر به آن فکر خواهید کرد. می توانید همین حالا این را امتحان کنید: سعی کنید به مدت ۶۰ ثانیه به یک فیل صورتی فکر نکنید! به احتمال زیاد اولین چیزی که به ذهن شما می آید آن چیزی است که سعی می کنید به آن فکر نکنید؛ یعنی یک فیل صورتی. زمانی که آدم ها در می یابند که نمی توانند از افکار ناراحت کننده اجتناب کنند، به فکر راه حل های دیگری برای کاهش اضطراب می افتند و ممکن است کارهایی مانند شستن زیاد دست ها را انجام دهند. این کار ها معمولاً اضطراب آن ها را کاهش می دهد. فقط مشکل اینجاست که رهایی از اضطراب موقتی است. خیلی زود شرایط به گونه ای می شود که آن ها باید آن عمل را بیشتر و بیشتر انجام دهند تا حالشان بهتر شود و این عمل خیلی زود به یک رفتار وسواسی تبدیل می شود.

درمان رفتار شناختی؛ روشی برای درمان وسواس

یکی از روش های درمان وسواس، درمان رفتاری شناختی است. هدف این روش درمانی این است که فرد یاد بگیرد اضطراب خود را بدون انجام رفتارهای وسواسی کنترل کند. در این درمان شما راهبردهایی نظیر تمرین های آرام سازی و شیوه های تفکر را که باعث کاهش اضطراب می شوند یاد خواهید گرفت. هم چنین در این نوع درمان می آموزید که اگر به جای اجتناب از افکارتان با آن ها مواجه شوید، آن ها کنار می روند. درمانگرتان به شما کمک می کند با چیزهایی که بیشتر از همه از آن ها می ترسید به تدریج روبه رو شوید تا بالاخره زمانی فرا برسد که بتوانید ترستان را بدون انجام رفتارهای وسواسی مهار کنید. این درمان معمولاً حدود ۲۰ جلسه طول می کشد. حتی برای افرادی که علائم وسواس شدیدتری دارند ممکن است تعداد جلسات درمانی افزایش یابد.

آیا دارو راه حل خوبی است؟

داروهایی که بیشترین اثربخشی را در درمان اختلال وسواس فکری – عملی دارد، در واقع سطح شیمیایی سروتونین را در مغز افزایش می دهد. هرچند بسیاری از بیماران با دارو بهبود قابل ملاحظه ای پیدا می کنند، اما در اغلب موارد علایم بیماری با قطع دارو، عود می کند. به همین دلیل بهتر است همیشه درمان شناختی – رفتاری با دارودرمانی همراه باشد. برای برخی بیماران ترکیب دارودرمانی و شناخت درمانی بهترین نتایج را به بار می آورد. البته همان طور که می دانید در یک رابطه درمانی موثر، بخش عظیمی از اثربخشی درمان منوط به همکاری بیمار است. معمولاً در اوایل درمان، اضطراب درمان جو به شدت افزایش می یابد و مدام به این فکر می کند که آیا درمان اثربخش خواهد بود یاخیر؟

درمانگر راه های جدیدی برای مقابله با اضطراب به فرد می آموزد و به او یاد می دهد چطور با چیزهایی که از آن ها می ترسد روبه رو شود. از او خواسته می شود مهارتهایی را که در جلسات می آموزد، بین جلسات تمرین کند. اگر تمرین هایی را که درمان گر توصیه می کند بین جلسات انجام بدهد و درمان را تکمیل کند، به نتیجه مطلوب خواهد رسید.

چند راهکار سرپایی برای مقابله با وسواس

هرچند همان طور که گفته شد درمان اثربخش برای مقابله با وسواس شناخت درمانی و دارودرمانی زیر نظر پزشک است اما با این حال به خصوص اگر وسواس در مراحل اولیه باشد برخی راهکار ها تا حدودی می تواند به فرد وسواسی کمک کند.

  1. تا می توانید خودتان را مشغول و سرگرم کنید: اعمال وسواسی زمانی بیشتر بروز می کند که فرد زمان های زیادی بیکار است. بنابراین سعی کنید زمان های بیکاری خود را با فعالیت هایی که ذهنتان را درگیر می کند پر کنید. بهتر است این فعالیت ها عملی و به گونه ای باشدکه دستان شما نیز درگیر آن شود. الان فصل مناسبی برای یادگرفتن بافتنی است.
  2. از تنهایی اجتناب کنید: زندگی در جمع و ارتباط با کسانی که دوستشان داریم یکی از راه هایی است که می تواند به حل این موضوع کمک کند. علاوه بر این نزدیکان شما در کنترل رفتارهای وسواسیتان به شما کمک خواهند کرد.
  3. اراده تان را تقویت کنید: اجازه ندهید افکارتان، اختیار شما را به دست گیرد. برای این کار با تکنیک های افزایش تمرکز و اراده به خودتان کمک کنید.



Source link

 در هنگام دخالت دیگران در تربیت فرزند چه باید کرد؟

در هنگام دخالت دیگران در تربیت فرزند چه باید کرد؟


به نظر شما انتظار داشتن یک کودک بدون رفتار اشتباه درست است یا غلط؟

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از نی نی سیتی ، بعد از تولد فرزند ما با او در یک مسیر مشترک قرار می‌گیریم؛ مسیری که در یک دوره هجده یا نوزده ساله او را در راهی درست هدایت کرده و به عنوان یک فرد بزرگسال و توانمند برای وارد شدن در محیط بزرگ‌تر یعنی جامعه آماده‌اش می‌کنیم.

خیلی اوقات والدین به خاطر رفتاری که فرزندشان در جمع از او سر می‌زند شرمنده هستند و ترس این را دارند که دیگران در مورد آنها و فرزندشان چه قضاوتی می‌کنند. زیرا والدین از این واهمه دارند که دیگران فکر کنند آنها در مورد تربیت فرزندان کوتاهی کرده‌اند و وظایشان را به درستی انجام نداده‌اند. در حالیکه برای مثال قرار نیست یک کودک 4 یا 5 ساله در آن سن کم به حد کمال و رشد خود برسد بلکه فرزند شما بناست در طی سالیان سال به رشد و کمال خود برسد. بنابراین طبیعی است در طی این دوران اشتباهات زیادی از او سر بزند.

اما والدین در روند آموزش فرزند به جایی می‌رسند که بیش از هر چیزی بیشتر نگران قضاوت افراد جامعه در مورد خودشان هستند؛ اینکه آنها فرزندشان را خوب آموزش نداده‌اند و اهمیت این موضوع برایشان مهم‌تر از مشکلات احتمالی است که ممکن است برای فرزندشان به وجود بیاید.در واقع از همینجاست دخالت دیگران در تربیت فرزند شروع می‌شود و والدین با داشتن چنین دیدگاهی به دیگران اجازه می‌دهند که وارد حریم آموزشی آنها با فرزندشان شوند. متاسفانه در جامعه ما چیزی به عنوان حریم فردی شناخته شده نیست و این موضوع حتما باید فرهنگ سازی شود. خصوصا در مورد آموزش فرزندان والدین باید حریم فردی را در نظر بگیرند زیرا غفلت از این موضوع باعث اثرات جبران ناپذیری به فرزندانشان می‌شود.
 

دخالت دیگران در تربیت فرزند آیا تاثیری روی فرزندان هم می‌گذارد؟

فرض کنید از فرزندتان رفتاری سر زده که اشتباه است. در این شرایط به جای اینکه مادر و پدر مستقیم فرزندشان را سرزنش کنند دایی خانواده، فرزندشان را سرزنش و گاه حتی تنبیه می‌کند. هرچند توبیخ و تنبیه در آموزش فرزندان اساسا غلط است، اما وارد شدن دایی در حریم رابطه والدین و فرزند باعث می‌شود که فرزند مفهوم حریم شکنی را یاد بگیرد.

اما وقتی پدر و مادر اجازه دخالت دیگران در تربیت فرزند و مهم‌تر از همه دخالت در حریم شخصی خود و فرزندشان را نمی‌دهند با اینکار احساس امنیت نیز در فرزندشان به وجود می‌آورند. زیرا والدین برای فرزندشان مرجع قدرت به حساب می‌آیند و اگر قرار باشد هرکسی در این بین در امر آموزش فرزندان دخالت کند و مرجع قدرت کودک شود شرایطی پیش می‌آید که کودک مجبور است در مقابل همه این افراد بله و چشم بگوید و هرگز نمی‌تواند شخصیت مستقل خود را شکل دهد.

کودکی که در این شرایط آموزش می‌بیند به تدریج شان انسانی خود را فراموش می‌کند. این فرزند در آینده وقتی وارد جامعه می‌شود و برای مثال با بدرفتاری رئیس خود رو به رو می‌شود نحوه برخورد درست را نمی‌داند زیرا در زمان کودکی این موقعیت را هرگز برایش فراهم نساختیم. در آن زمان هرکسی به خودش اجازه می‌داد که راجع به فرزندمان هر نظری دلش خواست بدهد.

به عقیده من حالت ایده‌آل آن این است که اگر پدر و مادر مرتکب خطایی در امر آموزش فرزند شدند و بنا باشد کسی در این مورد دخالت کند فقط دولت به نمایندگی جامعه این مسئولیت را بر عهده گیرد زیرا اگر کودک مورد بدرفتاری قرار بگیرد در آینده باعث آسیب به جامعه خواهد شد. بنابراین اثرات منفی دخالت دیگران در تربیت فرزند تنها مربوط به خود او نیست و پیامدهای بزرگ‌تری دارد.

 
حساسیت خانواده‌ها برای رفتار بی نقص بچه‌ها چه پیامدی دارد؟

فرهنگ غلطی که در جامعه ما وجود دارد باور به «اشتباه نکن» است. والدین با باید و نباید و کنترل فرزند او را در یک محیطه ایزوله تحت آموزش قرار می‌دهند. در این شرایط وقتی فرزندشان به سن 18 سالگی رسید و وارد جامعه شد مهارت‌هایی مانند تصمیم گیری و مهارت انتخاب را ندارد زیرا همیشه با باید و نبایدهایی که خانواده‌اش برایش مشخص کرده است زندگی کرده و در نتیجه باز هم به دنبال کسی است که او را تحت کنترل داشته باشد. حالت برعکس آن هم ممکن است اتفاق بیفتد یعنی این شخص درآینده تبدیل به یک شخص مستبد شده و در زندگی زناشویی‌ به همسرش مدام باید و نباید خواهد گفت. متاسفانه در این حالت شاهد تکرار همان چرخه غلط هستیم.

یادمان باشد فرزند شما از همان لحظه‌ای که به دنیا آمد یک انسان است و دارای شان انسانی است و والدین حق ندارند شان انسانی فرزندشان را زیر پا بگذارند. وقتی شان انسانی فرزندمان را بپذیریم دیگر به خودمان اجازه نمی‌دهیم که با فرزندمان تحقیرآمیز صحبت کنیم.


بنابراین باید دو اصل را در نظر بگیریم. اول اینکه فرزند ما قرار نیست از همان ابتدا کامل باشد و مساله مهم دیگر این است که او به عنوان یک انسان شان انسانی دارد. وقتی به این 2 اصل اعتقاد داشته باشیم در هنگام انتقاد و سرزنش دیگران در مورد رفتار فرزندمان دیگر آنقدر ناراحت و عصبی نمی‌شویم و به اصطلاح عامیانه به ما بر نمی‌خورد. فرزند ما در حال طی کردن دوره رشد خود است و تمام این رفتارها طبیعی است.

حتی وقتی موضوع شان انسانی وسط می‌آید من ترجیح می‌دهم که به جای واژه «تربیت» از واژه «آموزش» استفاده کنم.

بهترین راهکار برای جلوگیری از دخالت دیگران چیست؟

همانطور که بارها تاکید کرده‌ایم قبل از آموزش فرزندان این پدر و مادر هستند که باید آموزش‌های لازم را در این زمینه ببینند. به عبارتی تا شما یک فرد بزرگسال نباشید از عهده آموزش فرزندتان بر نمی‌آیید. یعنی اگر والدین هنوز کودکی هستند که دنبال تایید دیگران هستند نمی‌توانند به خوبی فرزندشان را تحت آموزش درست قرار دهند.


اما یادمان باشد ما قرار نیست به عزیزانمان توهین یا بدرفتاری کنیم بلکه قرار است به بهترین شکل ممکن به آنها بگوییم که حریم آموزشی شما و فرزندتان را رعایت کرده و به آن احترام بگذارند. اگر دخالت دیگران در تربیت فرزندمان همچنان ادامه داشت و تکرار شد در نهایت باید حریم خود را به روی دیگران ببندیم و مانع آسیب فرزندمان شویم. ما نمی‌توانیم تنها به خاطر اینکه دیگران از ما دلخور و آزرده نشوند اجازه دهیم در امر آموزشی فرزندانمان دخالت کنند.

اگر شخصی از اقوام نزدیک مانند دایی، خاله، عمه یا حتی مادربزرگ و پدربزرگ در امر آموزش فرزندمان اظهارنظر و یا دخالت کردند ابتدا از آنها به خاطر علاقه و اهمیتی که به فرزندتان می‌دهید تشکر کنید. سپس به او بگویید که روش آموزشی شما برای فرزندتان متفاوت و مختص خودتان است. تصور نکنید با اینکار به آن شخص توهین و یا بی احترامی کرده‌اید چون شما جمله زشتی به زبان نیاورده‌اید بنابراین حتی اگر این خواهش در مقابل فرزند هم صورت بگیرد هیچ ایرادی ندارد. حتی فرزندتان نیز با مشاهده این اتفاق یاد می‌گیرد که اگر کسی وارد حریم شخصی او شد نیازی به توهین نیست و قاطعانه می‌توان برخورد کرد. در این فضا کودک احساس امنیت می‌کند.

 
آیا می‌توان برای حفظ احترام بزرگ‌تر در ظاهر از فرزندمان بخواهیم که حرف کسی را مثلا مادربزرگ یا پدربزرگ را تایید کند؟

خیر به هیچ وجه. گاهی اوقات مواردی پیش می‌آید که برای مثال مادر و پدر از فرزندشان می‌خواهند که در مقابل بزرگ‌تر به اجبار چیزی را تایید کند تنها به خاطر اینکه حرمت آن شخص زیر سوال نرود و حتی ممکن است فرزندشان را نیز برای این چشم اجباری تحت فشار قرار دهند. با اینکار شما به فرزندتان یاد می‌دهید که وقتی کسی شما را مورد آزار و یا تحت فشار قرار داد نمی‌توانی از حق خود دفاع کنی. در واقع با همین اتفاق در ظاهر ساده فرزند شما در آینده قدرت «نه»گفتن را هم نخواهد داشت و به دیگران اجازه می‌دهد که به راحتی حق و حقوق او را پایمال کنند.



Source link

علت کم شدن عشق بعداز ازدواج چیست؟

علت کم شدن عشق بعداز ازدواج چیست؟


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از تبیان ، اگر از زوج های جوان بپرسید که آیا عشق و علاقه شان بعد از ازدواج بیشتر شده است یا خیر؟! حدود هشتاد درصد آنها اعتقاد خواهند داشت که عشق و علاقه ی دوره ی نامزدی پایدار نیست و به محض رفتن زیر یک سقف حس عادی شدن در دو طرف ایجاد می شود؛ به راستی عشق و علاقه بعد از ازدواج کم می شود؟ آیا کم شدن علاقه بعد از ازدواج طبیعی است ؟

اگر به روابط قبل و بعد از ازدواجتان نگاه کنید به تفاوت‌هایی پی می‌برید و ممکن است به این نتیجه برسید که نسبت به یکدیگر سرد شده‌اید و آن عشق و علاقه ی قبل را نسبت به یکدیگر ندارید آنگاه فکر و خیال‌هایتان شروع می‌شود؛ نگران می‌شوید که چرا محبت بینتان کم و اختلافاتتان زیاد شده است؟!

آیا عشق بعد از ازدواج کم می شود؟

عشق با دوست داشتن فرق دارد. عشق درواقع اشتیاقی شدید است که دو نفر را به‌سوی هم می‌کشد لذا اگر دقت کرده باشید دو نفر که عاشق یکدیگر هستند، لحظه‌شماری می‌کنند تا با یکدیگر ازدواج کنند یا دونفری که در دوران نامزدی به سر می‌برند دوست دارند که هر چه زودتر زندگی مشترک شان را شروع کنند؛ به قولی آنها طاقت دوری از همدیگر را ندارند و احساس می‌کنند عشق زیادی بینشان وجود دارد.

ممکن است غیرازاین هم نباشد و آن‌ها واقعاً عاشق یکدیگر باشند اما وقتی زیر یک سقف می‌روند و می‌بینند که مثل قبل آن حرارت را ندارند احساس می‌کنند که نسبت به همسرشان سرد شده‌اند و این افکار به ذهنشان می رسد که “عشق بعد از ازدواج از بین می رود”؛ درحالی‌که چنین نیست و در طول زمان علاقه کم نمی‌شود فقط تفاوت‌هایی بوجود می آید.

دختر و پسر قبل از ازدواج هیجان بالایی برای رسیدن به یکدیگر دارند اما به‌تدریج میزان علاقه کم نمی‌شود بلکه میزان هیجان است که کاهش پیدا می‌کند. شما تصور کنید به ماشینی علاقه‌مندید و وقتی آن را می‌خرید تا ماه‌های اول هیجان دارید که مدام با آن رانندگی کنید اما به‌تدریج میزان علاقه‌تان کم نمی‌شود بلکه هیجانتان کم می‌شود؛ حال در یک رابطه بحث خیلی جدی‌تر از به دست آوردن یک اتومبیل است چراکه در ازدواج بحث مالک شدن مطرح نیست؛ شما وقتی اتومبیلی را به دست می‌آورید بعد از مدتی به‌عنوان متعلقات کنارش می‌گذارید و هیجان به دست آوردن چیز دیگری رادارید اما رابطه ی بین زوجین پویا است و هرروز تغییر می‌کند و شما به‌اندازه‌ای که برای رسیدن به چیزی تلاش می‌کنید بیشتر به آن علاقه‌مند می‌شوید حال اگر شما به رابطه‌تان رسیدگی کنید به‌مراتب این علاقه بیشتر خواهد شد اما متأسفانه برخی از افراد وقتی دریک رابطه به هیجاناتشان پاسخ داده می‌شود، دیگر رابطه با فرد مقابل را بدیهی تصور می‌کنند و چیزهای مهم‌تر را جایگزین می‌کنند تا با آن‌ها به هیجان برسند این می‌شود که با رسیدگی نکردن به رابطه به‌تدریج اهمیت رابطه برای فرد کم می‌شود و به نظرش می‌آید که اگر طرف مقابلش باشد و نباشد فرق نمی‌کند.

آیا عشق بعد از ازدواج به وجود می‌آید؟

گاهی دختر یا پسر یا هردو پیش از ازدواج درمی‌یابند که یکدیگر را دوست ندارند و می‌خواهند از ازدواج انصراف دهند اما افراد خانواده و اطرافیان می‌گویند: «فعلاً ازدواج کنید بعداً محبت به وجود می‌آید.»

این جوانان بی‌تجربه نیز حرف آنان را باور می‌کنند، اما پس از چنین ازدواج هایی که دو نفر هیچ کشش و محبتی را نسبت به همدیگر ندارند نه‌تنها عشق به وجود نمی آید بلکه ممکن است با گذر زمان نفرت هم ایجاد شود؛ لذا هیچ تضمینی وجود ندارد که عشق و محبت بعد از ازدواج به وجود آید چنانچه حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «اگر کسی چیزی را دوست نداشته باشد نگاه به آن و یادش را نیز دوست نخواهد داشت.»

البته این بدان معنا نیست که باید قبل از ازدواج عاشق شد و بعد ازدواج کرد؛ مراد آن است که یک طیب خاطر و به دل نشستن باید باشد اما محبت اصلی پس از ازدواج کم‌کم افزون می‌شود.

چرا عشق بعد از ازدواج می‌میرد؟

انگار همین دیروز بود که برای رسیدن به یکدیگر آسمان و زمین را به هم می‌دوختید تا به هم برسید! اما چه زود عاشقی‌هایتان به سر رسید و قول و قرارهایتان فراموش شد. دیگر از آن دوست داشتن‌های درگوشی خبری نیست حالا دل‌تنگ یک آغوش و دوستت دارم شده‌اید؛ یعنی عشق بینتان کجا رفته است؟!

اینکه بدانید چرا عشق به‌تدریج در بین برخی زوج‌ها محو می‌شود و از بین می‌رود تا حد زیادی می‌تواند به بهبود روابطتان کمک کند لذا ما برخی از دلایل مرگ عشق بعد از ازدواج رابه شما خواهیم گفت:

  • انتظارات بی‌جا: بسیاری از افراد انتظارات غیرواقعی از عشق دارند. خیلی‌ها توقع دارند که عشق همیشه وجود داشته باشد و هیچ‌گاه از بین نرود حتی با دعوا و جروبحث اما هیچ‌کدام از این‌ها واقعی نیست و خیالی باطل است. این انتظارات معمولاً درنتیجه خواندن رمان‌های عاشقانه یا دیدن فیلم‌های عاشقانه شکل می‌گیرد. برخی انتظار دارند همه‌چیز پس از ازدواج عالی باشد اما وقتی واقعیت ها و پستی و بلندی های زندگی را می‌بینند، ناامید می‌شوند و به‌تدریج عشقشان کم می‌شود.
  • دروغ‌گویی: برخی به بهانه ی اینکه با گفتن حقیقت نمی‌خواهند طرف مقابلشان را ناراحت کنند، دائما دروغ می‌گویند و اسم دروغ‌گویی‌شان را می‌گذارند عشق! درحالی‌که دروغ آفت زندگی مشترک است و باعث می‌شود پایه زندگی یعنی اعتماد بین زوجین هم از بین برود. اگر تصور می‌کنید که همسرتان تحمل شنیدن حقیقت را ندارد این مشکل شخصی اوست و راه‌حل آن پنهان‌کاری و دروغ نیست چرا که دروغ‌گویی تنها عشق بینتان را خدشه دار می کنید.
  • فقدان اعتماد: خوشبخت‌ترین و رضایت‌بخش‌ترین روابط بر پایه‌ ی اعتماد شکل می‌گیرد. اگر می‌خواهید رابطه‌تان همیشه پابرجا باشد، هر دوی شما باید یاد بگیرید که چگونه این نوع اعتماد را ایجاد کنید. اعتماد زمانی شکل می گیرد که زوجین به حریم خصوصی یکدیگر احترام بگذارند و بتوانند افکار و احساساتشان را به همدیگر ابراز کنند.

چگونه می توان بعد از ازدواج عشق را افزایش داد؟

تقریباً همه زوج‌ها در طول زندگی زناشویی با تنش‌هایی روبرو می‌شوند و دعواهایی  را تجربه می‌کنند که این تنش ها برای هیچ‌کس خوشایند نیست. مَثل معروفی که گفته می شود “دعوا نمک زندگی است” بیانگر این است که همسران با اختلاف نظر بر سر موضوع های مختلف می توانند با گفتگو، شناخت شان را نسبت به یکدیگر افزایش دهند و با شناخت بیشتر به سازگاری و گذشت دست پیدا کنند. راه های دیگری هم وجود دارد که بر اساس آن می توان میزان علاقه و عشق را بالا برد:

برای همسرتان وقت کافی صرف کنید:

 وقت کافی زمانی است که شما بدون قید و شرط و به‌طور کامل برای همسر خود وقت صرف کنید. گوش دادن به یکدیگر، نشستن با یکدیگر، تماشای یکدیگر، لذت بردن از حضور و لذت بردن از باهم بودن؛ این‌ها را حداقل یک‌بار در هفته برای 30-60 دقیقه انجام دهید.

به شوهرتان پیام دیداری  و به خانمتان پیام شنیداری دهید:

ازآنجایی‌که مردان با چشم عاشق می‌شوند به زیبایی و سلامت همسرشان بسیار اهمیت می‌دهند لذا زنان باید سعی کنند با انجام فعالیت‌های جسمانی بر سلامت و زیبایی خود بیفزایند تا بیشتر موردتوجه همسرشان قرار بگیرند؛ در مقابل زنان پیام‌های سمعی را بیشتر دوست دارند از شنیدن کلمه‌هایی همچون “دوستت دارم”نه‌تنها خسته نمی‌شوند بلکه روزبه‌روز بیشتر از قبل عاشقتان می‌شوند؛ پس مردان باید سعی کنند محبت نهفته در دلشان را ابراز کنند تا عشق همچنان در بینشان زنده بماند؛ چنانچه پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « اگر مردی به زنش بگوید من تو را دوست دارم، این جمله هرگز از ذهن زن خارج نمی‌شود.»

همسرتان را بشناسید:

یکی از نکات مهم که تأثیر زیادی در افزایش عشق بین همسران دارد شناخت یکدیگر است؛ برای اینکه به شناخت دقیقی از همسرتان برسید کافی است به تفاوت‌های وجودی زن و مرد پی ببرید. شناخت تفاوت‌های زن و مرد بحث مفصلی است که در مطالب قبل به آنها اشاره کرده ایم اما ما در این مقاله به‌صورت کلی تا حدودی شمارا با همسرتان آشنا می‌کنیم!

مردان عاشق زنانی می‌شوند که:

 در درجه ی اول به آن‌ها احترام بگذارند و  آنها را دوست داشته باشند؛ زنان شاد همواره موردتوجه به همسرانشان هستند و از جذابیت بیشتری برخوردارند. مردان از زنان ناخرسند که مداوم شکایت می‌کنند و غر می‌زنند بیزارند.

برای یک مرد چیزی مهم‌تر از این نیست که همسرش به او اعتماد داشته باشد و پیوسته در حریم خصوصی او سرک نکشد. همچنین خوش‌مشرب بودن، مهربان و دلسوز بودن و ظرافت زنانگی، داشتن اعتمادبه‌نفس از ویژگی‌های در اولویت آقایان برای عاشق شدن است.

زنان عاشق مردانی می‌شوند که:

اولین و مهم‌ترین خواسته ی زنان از مردان مهربانی، اخلاق خوش و وفاداری است. زنان از احساسات زیادی برخوردار هستند و جنس زنانه ی آن‌ها به‌گونه‌ای است که غیرت خود را به‌صورت حسادت نشان می‌دهند لذا زنان عاشق مردهای باغیرتی هستند که برای خانواده ی خود حرمت قائل  می شوند و از انحرافات اخلاقی دوری کنند. همچنین شنونده ی خوب بودن برای زنان مهم است.



Source link

چه کارهایی باعث سردی مردان در زندگی می شود؟

چه کارهایی باعث سردی مردان در زندگی می شود؟


به گزارش جام جم آنلاین به نقل از ساعد نیوز ، ماندن در رابطه کار سختی است. همیشه باید مراقب باشید، حرف اشتباهی نزنید، کار اشتباهی نکنید یا درحالی که او مشغول بازی های کامپیوتری است، از جلوی تلویزیون رد نشوید و ممکن است اگر این نباید ها را رعایت نکنید در انتهای همه ی اینها او با عصبانیت و ناراحتی با شما برخورد کند. اما آیا مشکل این است که مردان، بیش از حد سخت گیرند یا این ما هستیم که کار اشتباهی انجام می دهیم؟ احتمالا هردوی این موارد به اندازه ای درست باشد، اما مطمئنا اشتباهاتی از سوی خانم ها نیز وجود دارد که ممکن است با انجام آنها، موجب سرد شدن مرد از زن در روابط زناشویی شوید. وقتی بدانید آنها چه جور آدم هایی هستند، می توانید بهتر رفتار کرده و در طول رابطه بهتر باشید. در ادامه همراه ما باشید تا علت دلسردی مردان در زندگی را بهتر بدانید.

علت دلسردی مردان در زندگی

حس نا امیدی به شوهر

هیچ وقت از همسرتان نا امید نشوید اگر شدید هر گز این حس نا امیدی را به وی منتقل نکنید ، مردها عاشق این هستند که فرد اول خانه باشند اگر هر کسی در خانواده مشکلی دارد ، آنها وظیفه اصلی خود میدانند که مهمترین نقش را در حل این مشکل ایفا کنند. وظیفه یک زن خوب اینه که همیشه به شوهرش امید و ایمان داشته باشه و این حس رو به وی منتقل کنه ، اگر سایرین از یک مرد نا امید شوند اعتماد به نفس آن مرد به شدت سقوط کرده و باعث میشود نسبت به مسئولیتهای خود دلسرد شود.

ضعیف هستید

  • زنان وابسته و دست و پا چلفتی

مرد ها احساس قدرت را دوست دارند و اینکه زنی با استقلال بیش از حدش آنها را تحت سلطه در بیاورد، آزارشان می دهد. در عین حال، مردها از زنان ناتوان و وابسته هم خوش شان نمی آید. آنها دوست ندارند عین یک نگهبان مدام مراقب همسرشان باشند و اینکه زنشان رفتاری کودکانه و منفعلانه هم داشته باشد، برایشان مثل یک کابوس است

  • مردها چه فکر می کنند؟

زن های مظلوم نما، ضعیف و ناتوان برای هیچ مردی جالب نیستند. یک مرد دوست دارد بداند که همسرش در هر شرایطی از عهده کارهای خودش برمی آید و می تواند روی پای خودش بایستد. مردها دوست دارند در زندگی حرف اول را بزنند اما نمی خواهند بار تمام مسئولیت های ریز و درشت خانه بر دوش شان باشد.

  • چرا زن ها به اینجا می رسند؟

این مشکل ریشه در اعتمادبه نفس زنان دارد. کسانی که اعتمادبه نفس پایین دارند، گمان می کنند با این مظلوم نمایی ها می توانند دل دیگران را به رحم بیاورند و زندگی شان را پیش ببرند. بعضی از زنان هم به دلیل بحران هایی که در کودکی برایشان به وجود آمده، همیشه نوعی احساس ضعف همراه شان است و ترس از ترک شدن باعث می شود که به چنین ابزار هایی متوسل شوند؛ ابزار هایی که به جای درست کردن ماجرا، می تواند روابط آنها را از هم بپاشد.

 کمبود اعتماد به نفس دارید

  • زن هایی که خود را دست کم می گیرند

حتی زشت ترین آدم های جهان هم، دلیلی برای دلفریب بودن در خود دارند. یادتان نرود که مردها از زنانی که مدام خود را تحقیر می کنند و هیچ وقت از ظاهر شان راضی نیستند، بیزارند و اگر مدام در مورد ظاهرتان غر بزنید، نه تنها او شما را یک زن فروتن نمی بیند، بلکه از شما دلسرد هم می شود.

  • مرد ها چه فکر می کنند؟

برای همسرتان زشت بودن یا زیبا بودن شما آنقدر اهمیت ندارد که تصور شما نسبت به خودتان. مردها عاشق زن های با اعتماد به نفس هستند. زن هایی که خوب بلدند زیبایی هایشان را بهتر نشان دهند و از ظاهری که دارند، راضی هستند. مدام شکسته نفسی کردن و شرمنده بودن از ظاهر خود، می تواند عاشق ترین مرد را هم دلسرد کند. شما با این کار، ایرادهایی که تا کنون در شما نمی دیده را در نگاهش پررنگ تر جلوه می دهید.

  • چرا زن ها به اینجا می رسند؟

برخی زن ها گمان می کنند که دیگران ایراد های ظاهری شان را برجسته تر از آنچه که هست می بینند. به همین دلیل و برای نشان دادن شکسته نفسی شان، سعی می کنند قبل از دیگران، خودشان ایرادها را به زبان بیاورند اما باید بدانید که چنین رفتاری نتیجه معکوس بر روابط شما می گذارد. پس زیبایی های ظاهر تان را تحسین کنید و به خودتان باور داشته باشید. هرگز خود را در مقابل همسرتان تحقیر نکنید؛ این موضوع می تواند حس او را نسبت به شما زیر و رو کند.

 به خودتان اهمیت نمی دهید


مردی که عاشق تان باشد، حتی می تواند در سخت ترین روزها هم کنار شما بماند و در روزهای بیماری هم از شما خسته نشود. مرد ها یک زن همیشه زیبا و سالم نمی خواهند. بلکه زنی را دوست دارند که بیمارنما و ژولی پولی نباشد و اهمیت کافی را به سلامت و زیبایی اش بدهد.


مردها از زنانی که به بهداشت، سلامت و زیبایی شان اهمیت نمی دهند، بیزارند. شاید یک زن هم از هپلی بودن همسرش آزرده شود اما آسیبی که یک مرد از این ماجرا می بیند به مراتب بیشتر است؛ چراکه مردها در جریان این ارتباط، بیشتر تابع چشمشان هستند. شاید دیدن یک لباس خوشرنگ، مرتب و یک خانه تمیز، بیشتر از هر چیز دیگری بتواند آنها را دلگرم کند اما شکایت هایی که در بالا گفته شد، کافی است تا یک مرد عاشق هم به یک مرد سرد تبدیل شود.

  • چرا زن ها به اینجا می رسند؟

بسیاری از زن ها در درک مفهوم «صمیمیت» دچار مشکل هستند. آنها بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک، به بهانه صمیمی بودن با همسرشان، رسیدن به خود و شادابی شان را فراموش می کنند. اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار دارید، نباید این اصل را فراموش کنید که برای یک مرد، هر روز روزی تازه است و تنها با تازه نگه داشتن این زیبایی های کوچک است که می توانید دل این موجود مریخی را به دست بیاورید.

مقایسه نکنید

هیچ وقت شوهرتان را با شوهر خواهر، با شوهر همکار یا دوست و … قیاس نکنید ، همانطور که شما از قیاس شدن با سایر زنان توسط شوهرتان خوش احوال نخواهید شد برای مردان اینگونه است.

مسخره نکنید

خواسته ها و برنامه های شوهرتان را به سخره نگیرید ،شاید رسیدن به این اهداف از نظر شما غیر ممکن باشد اما نباید رویاهای همسرتان را به سخره بگیرید.

مثل بچه ها با شوهرتان رفتار نکنید

این چیه پوشیدی؟ اینا چین خریدی؟ باز اینو پوشیدی، مگه نگفتم…،خب بسه دیگه،باز یادت رفت ، خوبه حالا …، تو از این حرفا زیاد میزنی و … عباراتی که هر یک همانند تیری بر روح و ذهن مردان از جانب شما پرتاب میشود، بی دلیل نیست شورهتان بعد از ساعت کاری تمایلی برای بازگشت به منزل ندارد.

فقط کنار شما باید به آرامش برسد

باید رفتار شما به نحوی باشد که شوهرتان در کنار شما احساسات زیر را تجربه نکند :

  1. حس آرامش
  2. حس اقتدار
  3. اعتماد به نفس
  4. حس مسئولیت پذیری
  5. حس مرد بودن
  6. احساس سیر بودن جنسی (نه سیراب بودن)

برای این منظور، به وی احترام بگذارید در خلوت میتوانید از او انتقاد کنید اما در جمع از او حمایت کنید، بین انتقاد و اعتراض تفاوت قائل شوید، به خلوت او احترام بگذارید، در مقابل فرزندان او را بزرگ جلوه دهید،قدردانی کنید، اینکه روزی صدبار به او بگوئید دوستش دارید آنچنان برای مردان بعد از ازدواج پر اهمیت نیست ، مردها دوست داشتن را بیشتر در عمل درک میکنند. برای همین یک غذای خوشمزه برای مردان ارزش هزاران بار گفتن دوست دارم را برای آنها تداعی میکند ، به او تکیه کنید و با او مشورت کنید ، ( هر چند که اکثر این رفتارها متقابل است اما بکار گیری این رفتار ها به نفع شما خانم ها هم هست چرا که مردها این رفتار ها را در نظر خواهند داشت ) وقتی یک مرد لحظه شماری میکند برای اتمام ساعت کاری و بازشگت به خانه یعنی شما به عنوان یک زن موفق بوده اید.

 انتظاراتتان متناسب با توانایی مردها باشد

مردها نه فال گیر هستند و نه قابلیت ذهن خوانی دارند، مغز مردها به گونه ای نیست که روی چند موضوع همزمان تمرکز کند ، پس خواسته ها و انتظاراتتان را صریح و مستقیما مطرح کنید قانون مردها در بیان خواسته ها اینست ، اگر چیزی بخواد خودش میگه و البته که خواسته شما باید متناسب با وضعیت و توانایی همسرتان باشد.



Source link